خرید بک لینک

درباره سایت

اسیر6155

امکانات وب

بلا شک اگر بخواهیم این روزها، صفتی را برای "اردکان" انتخاب کنیم، واقع بینانه ترین صفت برای آن، "صنعتی" است. بله، اردکان، شهر صنعتی. برای من خیلی سخت است که به عباراتی مثل، شهر علم و ادب، یونان کوچک، گفتگو و لبخند و ... بخوانمش.

در این شهر صنعتی، روزها گذشت تا دو نمایشگر آلایندگی نصب شد. اما آن که بیشتر در جلوی چشمان شهروندان بود، عوام فریبانه کارش را آغاز کرد. پنج شش ستون بی رمق. ستون هایی که نه تنها به مردم که به خود هم دروغ می گفتند. آنقدر دروغ گفتند که خاموش شدند...

و امروز ماه ها از خاموش شدن این نمایشگر و ستون های دروغ گویش می گذرد. نمایشگری که خاموشی اش سمبل خیلی چیزهاست...

نه می توان برایش مراسم افتتاح آنچنانی گرفت و رومان های خوشکل آویزانش کرد و عکس ها گرفت...

نه می توان با راه اندازی آن، کارنامه ها و رزومه ها را خوشکل کرد...

حتی بازآفرینی! هم به حساب نمی آید...

بله، نمایشگر من همچنان خواب است...

و چه تأسف ها باید بخوریم که تو در شهری به خواب عمیق فرو رفته ای که فقط و فقط سود خالص دو سال فقط یک شرکتش، بیش از سه تریلیارد تومان! بوده است.

ای نمایشگر من! من چطور خواب تو را باور کنم....

من چطور می توانم خواب تو را باور کنم که در شهری چشمانت را بسته ای که چند صد میلیارد تومان تنها از ناحیه عوارض به جیب شهرداری اش رفته است...

من نمیخواهم خواب، سمبل ناتوانی مسئولین شهرم تلقی شود...

من نمیخواهم خوابت را باور کنم....

نمایشگرِ من! بیدار شو....

اینجا شهر من است...

اردکان...

سرزمین مقدس من...

شهری که دیگر نایی برایش نمانده است...

شهری با لب های خشکیده... با نگاهی نگران و نگران به آینده...

نمایشگر من بیدار شو...

حق تو خواب نیست...

(سودای توتم)

برچسب: نویسنده: مهراد کاشانی تاريخ: سه شنبه 23 شهريور 1395 ساعت: 23:00

صفحه بندی